سریال کیمیا چقدر تاریخی است؟

 

اخیرا سریالی به نام کیمیا در رسانه ملی در حال نمایش است این سریال در قالب به تصویرکشیدن خانواده ای نظامی که در شهر خرمشهر در قبل از انقلاب زندگی می کردند و پدر خانوده که نظامی ای شرافتمند است حاصر به تبانی با مافوقش نمی شود و سپس به تهران منتقل و در جریان انقلاب در تهران بسر می برد و درگیر ماجرایی همزمان با خروج سران کشور در ارتباط با خروج مقادیری اسناد و طلا و دلار از کشور می شود و فرخ پدر خانواده مفقود می شود خانواده دارای همسایه ای در تهران هستند که از نیروهای موثر انقلاب در توزیع اعلامیه ها و برنامه ریزی انقلاب است از طرفی دایی کیمیا کارخانه داری است که کارگران با اعتصاب بعد از انقلاب مدیریت کارخانه را بدست می گیرند و همزمان پسر زن دایی کیمیا که از شوهر قبلی او که یکی از سرمایه داران بدنام دوران قبل از انقلاب است پیدا می شود و مادرش را می شناسد و به کیمیا علاقمند می شود و در نهایت منجر به ازدواج با کیمیا می شود سریال در جریان ازدواج کیمیا و آرش به زوایای پنهان زندگی مشفق پدر آرش می پردازدبعد از انقلاب از پدر خانواده اطلاعاتی می رسد که در عراق زندانی است و خانواده جهت پیداکردن او مجددا به خرمشهر بازگشته و تا زمان جنگ و سقوط خرمشهر آنجا هستند و فرخ همزمان پیدا می شود این خلاصه ای از قسمت های پخش شده سریال بود

سریال از مضمونی تاریخی برخوردار است که در قالب داستان یک خانواده متوسط در آخرین روزهای سلطنت در ایران است موارد قوت سریال شالوده قوی آن است که به تصویر کشیدن علل نارضایتی مردم و اشتباهات مسولین رژیم در مهار و مدیریت بحران که منجر به انقلاب شد و همچنین سلسه وقایع در فضای یک خانواده ساده و متوسط جامعه و تضاد موجود در چنین خانواده هایی که پدر یک نظامی پایبند به شرافت سربازی و فرزندان معتقد به اصول انقلاب بودند ولی داستان فیلم بدلیل پردازش تمام تاریخ در بطن یک خانواده به بی راهه می رود و داستانی که می شد به نسل جوان که در بطن ماجرا ها نبودند با داستانی شیرین و شاخه دار وقایع را آنطور که شایسته است روایت کند

تمام وقایع مهم انقلاب حانواده کیمیا در بطن تمام ماجراها حضور دارند و روایت های جنبی به مرور دیده می شود تضاد وقایع به خوبی مشهود است هر چند که ممکنه در مواردی خانواده ای با دو یا چند واقعه مشابه درگیر باشد ولی دیگه نه در این حد

پسر خواهر فرخ از گروه های چپی که در زندان است و زیر شکنجه و عموی این پسر از مقامات بالای ساواک و از حامیان فرخ در موارد متعدد بوده یا حداقل فرخ اینگونه فکر می کند کیمیا دختری است که در سن نوجوانی و پرسشگری در خرمشهر و تهران با انقلابیون مرتبط می شود بخصوص در تهران همسایه شان از فعالان و تقریبا برنامه ریزان انقلاب است و برادر کیمیا هم در فعالیت های انقلابی شرکت دارد دایی کیمیا کارخانه دار است که در اول انقلاب از ترس کارگران و شورای انقلابی کارگاه جرات حضور در کارخانه را ندارد و با کمک آرش پسر شوهر اول همسرش که اهل همه نوع دسیسه و کلک است کارخانه را پس می گیرد و با همین دسیسه ها دل کیمیا را بدست می آورد و او که دلبسته پسر انقلابی همسایه بود را به خود جذب و با او ازدواج می کند

فعالیت های کیمیا در امور انقلاب باعث تعقیب او توسط ساواک می شود و در نهایت ماجرا به نحوی طراحی می شود که کیمیا و خانواده مجددا بر می گردند خرمشهر و در جریان بمب گذاری های خرمشهر این کیمیا و برادرش هستند که بمب گذار را می بینند و دایی دیگر کیمیا که از مسولین سپاه خرمشهر است با راهنمایی خواهر زاده اش بمب گذار وابسته به عراق را دستگیر می کند در جریان حمل محموله طلا توسط فرخ این محموله در ماشینی در خرمشهر می ماند که چند بار اقدام برای بدست آوردن آن توسط عوامل رژیم سابق که در خدمت رژیم صدام قرار گرفتند انجام شده تا می رسیم به جنگ عراق که روایت آن برای اتصال به این خانواده از یک روایت به حماسه تبدیل می شود طوری که وقتی یک بیننده که از ماجراها و جانفشانی های آن زمان بی اطلاع باشد به این نتیجه می رسد که عراق بیشتر به خاطر بردن محموله ای که در خرمشهر بجا مانده توسط عمال حکومت قبلی اجیر شده والبته موفق نمی شوند و در نهایت جنک تن به تن و خانه به خانه که منجر به سقوط خرمشهر می شود مضافا اینکه اسارت کیوان این خانواده را به ماجراهای آزاد شدن اسرا هم ربط می دهد

آنچه در روایت تاریخ ناکام مانده اعتصاب معلمان و آموزش و پرورش و صنعت نفت است در حالیکه براحتی می شد این روایت را به سناریو افزود چون کیمیا محصل بود و برای مابقی اعتصاب ها هم از اخبار رسانه ها در متن ماجراها می شد استفاده کرد

بر اساس مستندات تاریخ معاصر نیروهای مدافع خرمشهر که حدود 1000 نفر بودند 34 روز در مقابل نیروهای عراقی دفاع کردند و چند بار هم نیروهای عراقی را تا مرز وادار به عقب نشینی کردند ولی مقاومت دلیرانه نیروهای مدافع و نیروهای مردمی در حالیکه با کمترین پشتیبانی و امکانات موفق شدند تا سوم آبان ماه به نیروهای عراقی اجازه ورود به شهر را ندهند و در نهایت با تجمیع نیروها عراق موفق به ورود در روز 3 آبان شد و با به شهادت رساندن تعدادی از مدافعان در روز 4 آبان سقوط خرمشهر را جشن بگیرد

آنچه مسلم است این دفاع جانانه باعث شد که تصمیم عراق در تصرف آبادان بدلیل رشادت دلیرانه نیروها با تزلزل مواجه شود

آنچه مسلم است این سریال در بازگویی تاریخ جنگ موفق نبوده است

 

رضا صادقی از خانه کاهگلی تا اوج هنر نمائی در موسیقی

۲۶ مرداد ماه صفحه اول روزنامه صبح ساحل که در استان هرمزگان منشر می شود مزین به تصویر بسیار جالبی از رضا صادقی بود و به مناسبت سالروز تولد او یوسف ملائی خبرنگار آن روزنامه در باره خیلی از موضوعات و دغدغه های وی با او مصاحبه جالبی انجام داده که لازم دیدم برای آگاهی همگان در وبلاگم قرار دهم تا کسانی که تمایل دارند از زندگی خصوصی این خواننده و موسیقیدان بندرعباسی اطلاع پیدا کنند اطلاعات کاملی دریافت نمایند

جالب است بدانید که رضا صادقی خواننده خودساخته ای است که بدون هیچ پشتوانه ای و به همت خودش و توانائی کاملی که با ساز خود داشت با وجود ناتوانی جسمی ای که داشت توانست چندین آلبوم منتشر کند و در سطح کشور مطرح شود

گزارشی از : یوسف ملایی
باورتان نمی شود! خیلی مهربان، خونگرم وصادقانه حرف می زند.ازهمه چیز به ما گفت؛ از رفتن از ایران، ازدواج درخارج از کشور، کنسرت دربندرعباس، بازی بیادماندنی در فیلم سینمایی، ایجاد آکادمی تخصصی موسیقی دربندرعباس، زندگی خصوصی، هنرمندان موردعلاقه،  کارشکنی ها  وبی مهری هایی که  در زادگاهش دیده، از استعدادهای ناب جنوب، برنامه های شخصی و همه آنچه که شما خوانندگان خوبمان دوست دارید درباره این خواننده فوق العاده محبوب بدانید.

سالروز تولد معدود آدم متفاوت دنیا
با تن گرم صدا ولحن دلنشین‌اش ما را به خانه کاهگلی وچوب چندلی محل تولدش درمحله کمربندی شیر اول برد. رضای 32 ساله  اینچنین کلام را آغاز کرد: ساعت 7 صبح روز پنجشنبه بیست و پنجم مردادماه سال 1358 به عنوان دومین فرزند خانواده درگرما وشرجی دوست داشتنی بندرعباس دیده به این جهان زیبا  وپهناور گشودم.


یک اتفاق فوق العاده جالب
اسطوره هنر خوانندگی جنوب دقیقا درسالروز تولد خواهرش  معصومه که 25 مرداد سال 1356 پا به عرصه گیتی نهاد، متولد شد وبه قول خودش جزو معدود انسانهای دنیاست که بعداز تولد خواهرش یا بهتر بگوییم 2 سال قبل از تولد خودش پدر بزرگ پدری اش مشهدی علی نام وی را به علت نام خواهرش معصومه، رضا نهاد.

خانواده صادقی با بندرعباس پیوند خورده اند
عباس صادقی و آیدکیمیاپور والدین بزرگوار این هنرمند نامی، اصالتا از محله شیخ آباد میناب به بندرعباس آمده اند. فرزند اول این خانواده دانشجوی ارشد رشته کشاورزی است، راضیه فرزند سوم خانواده کارشناس علوم اجتماعی می باشد، راحله دانشجو است وکار نوازندگی انجام می دهد، عادله دانشجو بود  وبه گیتارعلاقه  ویژه ای دارد ومحمدرضا فرزند آخر خانواده که محصل مقطع دبیرستان است هنر عکاسی را پیشه می کند.


همسر رضا صادقی در کانادا
این جوان محجوب وخوش بیان هنوز مجرد است اما تردید نکنیدکه در سفری که اواخر امسال به کانادا دارد می خواهد متاهل شود. صادقی برای ارتقاء سطح موسیقی اش به صورت آکادمیک دربخش موسیقی الکتریکی وفضای فکری به این کشور می رود و احتمال دارد درکانادا نیز متاهل شود.

هنرهای این هنرمند بزرگ
تسلط کامل به زبان عربی وهمچنین دانستن زبان انگلیسی از دیگر هنرهای این خواننده خوب هرمزگانی هستند. وی دریک دوره کوتاه سال 1385 هارمونی را در دانشگاه علوم تحقیقاتی MMU  مالزی فراگرفت وبه عنوان ملودی ساز برتر آسیا معرفی شد. دانشگاه علوم وتحقیقات ایران نیز به علت توانمندی فوق العاده این افتخار آفرین، مدرک افتخاری آهنگ سازی رابه او داد.

تغییر سبک صادقی
اندک اندک خواننده موفق پاپ ایران باهمه احترام خاصی که به این سبک دارد با گرایش فراوان به موسیقی اقلیمی،کلاسیک و بلوز می خواهد موسیقی که با جنس فکری مردم همخوانی دارد دنبال کند. این جوان بندری با جدیدت ویژه ای اذعان کرد: شک نکنید که تغییر سبک می دهم وکلاسیکی را می نوازم که صرفا کلاسیک نیست بلکه سبکی خواهد بودکه مردم با آن زندگی کنند و لذت ببرند.

افتخارات یک افتخارآفرین
ابتدا افتخار می کنم متولد  وبزرگ شده محله کمربندی پشت مسجد رسول ا... هستم وسپس مایه مباهات من است که یک ایرانی هستم. این هنرمند خودساخته ادامه داد: سختکوشی ومبارزه کردن با مشکلات را دراین محله یادگرفتم. و احساس غرور می کنم یک بندری ام.

ویژگی های خاص صادقی
زودرنج هستم ومثل خیلی ازاهالی جنوب طبع تندی دارم.متاسفانه خیلی زود عصبانی می شوم، بگو بخند خاص خودم را دارم  و دلم برای خاک ایران ومخصوصا بندرعباس می تپد.

دغدغه های مرد مشکی پوش
لطف بی کران مردم هرمزگان ازیک  سو وتعلقات خاطرخودم به زادگاهم باعث شده تا  دغدغه همیشگی ام را این روزها با جدیت پیگیری کنم. این خواننده گرانقدر که طعم تلخی ها را چشیده حالا تصمیم گرفته است که یک آکادمی مجهز وبزرگ با رویکرد کاملا علمی و استفاده از مجرب ترین اساتید موسیقی ایران دربندرعباس ایجاد کند تا بتواند اندکی دینش را به اهالی هرمزگان ادا کند. صادقی با لحن خاص خودش گفت:نمی گذارم استعدادهای ناب جوانان استان حرام شود ومی خواهم ساختار موسیقی کامپیوتری را بطورکامل درهرمزگان رواج دهم.

آرزوی بزرگ هنرمند متعهد
بزرگترین آرزوی من ایجاد یک ارکست سمفونی در هرمزگان است. باهمه احترامی که به سازهای بومی دارم باید جوانان درکنار موسیقی فلکلور استعدادهایشان را در سبک کلاسیک به صورت آکادمیک به روز کنند وتنها کنسرت پاپ نبینند. تلاش خواهم  کرد تا مثل خودم  که رضا صادقی شدم وبعد به تهران رفتم، جوانان استان هم به جایگاهی برسندکه تهرانی ها از آنها بخواهند که به پایتخت بروند نه خودشان راهی مرکز کشور شوند.

آکادمی
کارهای مجوز آکادمی درحال پیگیری است  و در این راه خیلی به همکاری مسوولان نیاز دارم تا اگر عمری بماند و سعادتی داشته باشم این کار بزرگ را برای استانم با ارزان ترین قیمت انجام دهم.

کنسرت دربندرعباس
نخست با اشاره به کنسرت 2 سال پیشش از بی مهری هایی که دیده بودگفت. صادقی ازمحدودیت بلیط فروشی وعدم تبلیغات در زادگاهش سخن راند و به روشنی بیان کرد که عرصه را بر اوتنگ کردند و تهیه کننده آن کنسرت هم آدم ‌آگاهی نبود اما با برگزاری کنسرت دراین شهر می خواهم ثابت کنم که بندری ها با بی مهری میدان را خالی نمی کنند و تازنده ام تلاش می  کنم تا پیروز معرکه باشم. وی اذعان نمود: بعداز ماه مبارک رمضان هر زمان که گرمای هوا، مردم شریف شهرم را آزار ندهد و سالن ها گنجایش این کار را داشته باشند با گروه کامل 15 نفری وحتی بهتر از تهران دربندرعباس اجرا خواهم کرد.

کلام مرد یکی است
مشکی پوش ایرانی گفت:دریک صورت مشکی نمی پوشم ‌آنهم زمانی است که نمی گذارند مشکی بپوشم و آن سفرآخرت است که باید با لباس سفید بروم.

ماه مبارک رمضان رضا
مثل همان دوران گذشته هر روز قرآن می خوانم روزه ام راکامل می گیرم وآنچه که به  عنوان فرهنگ اصیل خانوادگی ام است را به خوبی پاس می دارم.

اولین وآخرین فیلم سینمایی ام
برای نشان دادن قابلیت جوانان بومی خواستم یک یادگاری در بازیگری سینما داشته باشم. بازی در فیلم سینمایی که درباره یک نوازنده جنوبی است وبرای جشنواره فجر امسال آماده می شود به کارگردانی احمد امینی کارگردان حساس و سختگیر کار می کنم و صادقی با اذعان به اینکه تا به حال با چندکارگردان که از مردم هرمزگانی چهره خوبی به نمایش نمی گذارند ومبحث مواد، ردکردن قاچاقچی و...ر ا انعکاس می دهند درگیری داشته است. این جوان بومی با اشاره به اینکه چند جا دراین فیلم به گویش بندری حرف می زند گفت:بیش از ‌آنچه فکر می کردم بازیگری کار سختی است اما برای اینکه فرهنگ اصیل هرمزگانی رانشا ن دهم این مشکلات را به جان می خرم.

هنرهاوهنرمندان دوست داشتنی
به نقاشی وطراحی علاقه خاصی دارم اما مشغله کاری اجازه نمی دهند زیاد به آنها بپردازم. از بین هنرمندان هرمزگان به اشعار ابراهیم منصفی و صالح سنگبر تعلق ذهنیتی خاصی دارم. و خدا بیامرز ناصرعبداللهی یک چهره فوق العاده بود کسی  که درِ توجه کشور به هنر هرمزگان را گشودکه باید مدیون وممنونش باشیم که هستیم. ارادت خاصی هم به استاد قویدل وحبیب زاده داریم که برای هنر تئاتر استان چیزی کم نگذاشتند و جزو افتخارات ما محسوب می شوند. در ایران هم الگوی تفکری ام انوشیروان روحانی است.

هنرمند هرمزگانی خنده بازار را به گریه انداخت
رضا صادقی ناراحتی  وگلایه خود را از برنامه خنده بازار ابراز کرده است. رضا صادقی گفت: متاسفانه مشتی ملیجک های دربار قدیم  ودلقک های سیرک این روزها پایشان به صدا وسیما باز شده و با به سخره گرفتن شخصیتهای مختلف سعی دارند مخاطبان بیشتری را برای خود دست  وپا کنندوازاین طریق بین مردم بیشتر شناخته شوند.وی ادامه داده است: برخی طنزها ر ا باید لودگی نام گذاشت ومعلوم نیست با کدام هدف مدیران صدا وسیما اجازه انتشار آ‌نها را از تریبونی به این وسعت وسادگی می دهند. متاسفم  برای کسانی که تصمیم گیرنده ها  وسازندگان این قبیل برنامه ها هستند. صادقی درادامه گفته است: جوابیه ای  تصویری را در دست تهیه دارم که دراختیار مردم پاک ومحترم ایران قرار خواهم داد ودراین ویدئو مواضع خود را به صورت کاملا صریح وبی پرده بیان خواهم کرد.

استاد اکبر گلپایگانی اسطوره موسیقی ایرانی


اکبر گلپایگانی معروف به گُلپا (۱۰ بهمن ۱۳۱۲ تهران - ) از خوانندگان موسیقی سنتی و پاپ ایرانی است.

اکبر گلپایگانی در ۱۰ بهمن ۱۳۱۲ در محله تکیه زرگرهای تهران به دنیا آمد. خانواده وی هنرمند بودند به طوري که برادر ايشان استاد حسن گلپایگانی یکی از نوابغ موسیقی ایران محسوب می شوند و مجموعه گوشه های موسیقی ایرانی که با صدای ایشان ضبط شده است

شرح کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

پیام تبریک تاریخی به مناسبت عید نوروز

فرا رسیدن سال ۱۳۹۰ را به همه هموطنان تبریک میگویم

درد سرهای داشتن رادیو

تصویر گویا تر از آن است که بخواهم شرحی بر آن بیفزایم

پوریای ولی مقتدای باستانی کاران

همیشه نام پوریای ولی در کلیه محافل بخصوص ورزشی با احترام یاد می شود و از جوانمردی او سخن ها گفته میشود اما پوریای ولی کیست ؟

پوریای ولی ، لقب پهلوان محمود خوارزمی متخلص به قتالی ، پهلوان و عارف و شاعر قرن هفتم و هشتم . وی در ورزش باستانی و زورخانه ای ایران از جایگاه مهمی برخوردار است (هدایت ، ص 125؛ مدرس تبریزی ، ج 1، ص 311؛ نفیسی ، ج 2، ص 770). در ضبط لقبش اختلاف وجود دارد. برخی آن را پوربای ولی ضبط کرده اند و ازینرو احتمال می رود «بای » که در ترکی به معنای بزرگ است ، لقب او و «ولی » نام پدرش یا اشاره به مقام پیشوایی و قطبیت خود او باشد. احتمال دیگر این است که «ولی » نام و «بای » (بیک ) لقب پدر پهلوان محمود باشد و به همین سبب او را پورِ بای ولی خوانده باشند (نفیسی ، همانجا؛ پرتوبیضایی ، ص 112؛ اعتمادالسلطنه ، ج 2، ص 620). لقب وی را «بوکیار» و «پکیار» نیز ضبط کرده اند که معنایی برای آن ذکر نشده است (جامی ، ص 504، تعلیقات عابدی ، ص 882 ـ 883؛ پرتوبیضایی ، ص 114). مؤلف مجالس العشاق ، که نزدیکترین تذکره به زمان اوست ، لقبش را «پریار» دانسته است که احتمالاً حرف «ر» در پریار بر اثر کثرت استعمال حذف شده است . بعید به نظر نمی رسد که این نام از مصطلحات زمان بوده (پرتو بیضایی ، ص 112) و شاید مرکب از «پری » و «یار» باشد، و به کسانی اطلاق می شده است که کاری خارق العاده انجام داده باشند.



تاریخ ولادت و شرح حال او روشن نیست . برخی او را اهل اورگنج از شهرهای خوارزم («قتالی : پهلوان محمودبن پوریای ولی »، ص 76؛ خلیل ، ج 3، ص 489) یا از مردم گنجه (مدرس تبریزی ، همانجا؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 9، قسم 1، ص 159ـ160)، یا بر اساس طوماری قدیمی متعلق به دورة صفوی ، از اهالی سلماس و خوی ذکر کرده اند (پرتوبیضایی ، ص 351). گفته شده است که در جوانی کشتی می گرفت و به کار پوستین دوزی و کلاه دوزی اشتغال داشت . در همان ایام به شهرهای مختلف آسیای میانه ، ایران و هندوستان سفر کرد و در همة آن شهرها به پهلوانی نامبردار شد ( > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ، ج 2، ص 534؛ د.تاجیکی ، ج 5، ص 562). دربارة تغییر احوال و توجه و التفات پوریای ولی به عرفان روایتهای گوناگونی وجود



دارد. به روایتی ، پهلوانی هندی برای کشتی گرفتن با وی به خوارزم آمد (پرتوبیضایی ، ص 113) و به روایتی دیگر، یکی از پادشاهان هندوستان او را برای کشتی با پهلوانی هندی دعوت کرد (خلیل ، همانجا). پوریا مادر آن پهلوان را در حال استغاثه و زاری دید که از خدا پیروزی فرزندش را طلب می کرد. پوریا برای شاد کردن دل او تصمیم گرفت تا در آن کشتی پشت خود را به دست پهلوان هندی به زمین رساند. گویند که در پایان این کشتی حال کشفی به او دست داد و لقب «پریار» نیز در همین ماجرا به او داده شد (خلیل ، همانجا؛ پرتوبیضایی ، ص 113ـ114).

بر حسب برخی منابع ، وی دارای گرایشهای ملامتی بود و حتی گاه به خرابات می رفت و با خراباتیان سخنان تایبانه می گفت (زرین کوب ، ص 355؛ بدخشی ، ص 73). جامی نیز وی را از معاشران و یاران محمد خلوتی (متوفی 751) بر شمرده است (ص 504).

وفات وی را همة منابع 722 و در خیوَق (خیوه ) ذکر کرده اند. مزارش در ترکمنستان بر جای است (اعتمادالسلطنه ؛ نفیسی ، همانجاها) و مردم آن ناحیه به علت اعتقاد به شخصیت معنوی وی پس از مراسم ازدواج جهت تبرک به آرامگاهش می روند.

افسانه های بسیاری دربارة او نقل شده است . در بوستان خیال * ، تألیف 1155، به کشف قارة امریکا اشاره شده و آمده است که پوریای ولی در آنجا ورزشگاهی تأسیس می کند و به آموزش فنون کشتی به جوانان می پردازد و پادشاه آن دیار را در دشواریها یاری می دهد (محجوب ، ص 410ـ411). در همة این افسانه ها و داستانهای عامیانه ، دربارة شجاعت ، تسلط او به فنون کشتی و تواناییهای روحی و جسمی وی سخن رفته است . پوریای ولی در میان ورزشکاران ایران اسوة جوانمردی و از خودگذشتگی است و در زورخانه ها هنگام انجام دادن کارهای دشوار، مانند سنگ گرفتن ، نام او را بر زبان می آورند. در ابتدای هر کشتی نیز اشعاری خوانده می شود که منسوب به اوست . همچنین بوسیدن خاک گود کشتی اشاره ای به قدم بوسی پوریای ولی است (بهمنش ، ص 64؛ نفیسی ، همانجا؛ قزوینی ، ج 4، ص 89؛ پرتوبیضایی ، ص 31، 112).

در یک طومار قدیمی دوازده اصل ، به عنوان اصلهای اساسی پهلوانی و جوانمردی ، آمده که از آنها به عنوان اصول پوریای ولی یاد شده است . از جملة این اصول احترام به پیش کسوت (کهنه سوار)، دروغ نگفتن ، دشنام ندادن ، ترک نماز نکردن و محبت به مردم است . در زمینة فنون کشتی نیز 360 فن را به او نسبت داده اند (پرتوبیضایی ، ص 361ـ362؛ عباسی ، ج 1، ص 42).

این آثار را به پوریای ولی نسبت داده اند: مثنوی کنزالحقایق در بحر هَزَج که در فهرست برخی کتابخانه ها به اشتباه آن را از عطارِ نیشابوری یا شیخ محمود شبستری دانسته اند (منزوی ، ج 4، ص 3059ـ3060). این کتاب مشتمل بر پنج مقاله و 1300 بیت است که در آخر کتاب آن را به عطار نسبت داده اند، اما به نام «محمود» در اشعار تصریح شده است (ص 152). در ابتدای کتاب پس از حمد و درود بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله وسلّم ، خلفای چهارگانه مدح شده اند. کتاب دارای مطالبی عرفانی و اخلاقی دربارة ایمان ، شهادت ، طهارت ، نماز، روزه ، زکات ، حج ، جهاد با نفس ، عشق ، مراد از مهدی موعود و صفات آن حضرت ، میزان و قیامت است که در ضمن حکایاتی آمده است (گوپاموی ، ص 599). کنزالحقایق در 1352 در تهران به چاپ رسیده است (مشار، ج 4، ستون 4148ـ 4149؛ منزوی ، همانجا).

مجموعة رباعیات پوریای ولی که نسخة خطی آن در مؤسسة خاورشناسی فرهنگستان علوم ازبکستان موجود است ( > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ، همانجا)، در 1341 ش / 1962 در تاشکند به چاپ رسیده است ( د. تاجیکی ، همانجا). تعداد واقعی رباعیات او روشن نیست . وی در این رباعیات مردم را به پاک نهادی ، عدل و انصاف ، وفاداری ، شادی ، طلب دانش و سربلندی فرا می خواند و گاه اوضاع زمانه و مردم ریاکار و جاهل و اسیر خرافات را مذمت می کند ( > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ؛ د. تاجیکی ، همانجاها).

منابع : محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت 1403/1983؛ محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، تاریخ منتظم ناصری ، چاپ محمد اسماعیل رضوانی ، تهران 1363ـ1367 ش ؛ نورالدین جعفر بدخشی ، خلاصة المناقب : در مناقب میرسیّدعلی همدانی ، چاپ سیّده اشرف ظفر، اسلام آباد 1374 ش ؛ عطاءالله بهمنش ، «پوریای ولی : مظهر جوانمردی و صفا»، کاوه ، سال 12، ش 5 و 6 (بهمن 1353)؛ حسین پرتو بیضایی ، تاریخ ورزش باستانی ایران ، زورخانه ، ] تهران [ 1337 ش ؛ پهلوان محمود پوریای ولی ، کنزالحقایق ، چاپ سنگی تهران 1352؛

عبدالرحمان بن احمد جامی ، نفحات الانس ، چاپ محمود عابدی ، تهران 1370 ش ؛ علی ابراهیم خلیل ، تذکرة صحف ابراهیم ، نسخة عکسی موجود در کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش 2976؛ عبدالحسین زرین کوب ، جستجو در تصوف ایران ، تهران 1357 ش ؛ مهدی عباسی ، تاریخ کشتی ایران ، تهران 1374 ش ؛ «قتالی : پهلوان محمودبن پوریای ولی قدس سره »، ارمغان ، سال 10، ش 1 (فروردین 1308)؛ محمد قزوینی ، یادداشتهای قزوینی ، چاپ ایرج افشار، تهران 1363 ش ؛ محمد قدرت الله گوپاموی ، کتاب تذکرة نتائج الافکار ، بمبئی 1336 ش ؛ محمدجعفر محجوب ، خاکستر هستی : «پوریای ولی :

پیرپهلوانان ، شاعر، عارف »، تهران 1378 ش ؛ محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران 1369 ش ؛ خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی فارسی ، تهران 1350ـ 1355 ش ؛ احمد منزوی ، فهرست نسخه های خطی فارسی ، تهران 1348ـ1353 ش ؛ سعید نفیسی ، تاریخ نظم ونثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری ، تهران 1363 ش ؛ رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، تذکرة ریاض العارفین ، چاپ مهرعلی گرکانی ، تهران ] 1344 ش [

پاتریک پهلوی یا علی اسلامی بازمانده ای از خاندان سلطنت

با کسب اجازه از مژگان بانوی عزیز  وبلاگ مژگان بانو 

علی (پاتریک) پهلوی فرزند علیرضا پهلوی(برادر تنی محمدرضا پهلوی) یکی از شگفتی های خاندان پهلوی است که کمتر مورد توجه افکار عمومی و رسانه ها قرار گرفته است


علی پهلوی در جوانی

علیرضا پهلوی دومین پسر و آخرین فرزند رضا شاه پهلوی و تاج‌الملوک آیرملو و برادر تنی محمدرضا شاه پهلوی در  سال ۱۳۰۱ به دنیا آمد.وی در سال ۱۳۲۳ وارد ارتش فرانسه شد و تا سال ۱۳۲۶ در آنجا خدمت کرد . در ایام خدمت در فرانسه با کریستیان شولوسکی که لهستانی تبار بود، ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام پاتریک پهلوی شد، ولی دربار ایران هیچگاه این ازدواج را به رسمیت نشناخت به همین دلیل همسر و فرزند علیرضا در پاریس زندگی می کردند.علیرضا پهلوی در ۶ آبان ۱۳۳۳ درست در زمانی که شایعه ولیعهدی او (به دلیل بچه دار نشدن شاه و ثریا اسفندیاری) بر سر زبان ها بود، در یک سانحهٔ هوائی کشته شد. پس از مرگ وی، پسرش علی(پاتریک) را به ایران آوردند و تحت سرپرستی دربار قرار دادند.اما پاتریک(علی) عمویش محمدرضا پهلوی را بانی مرگ پدرش می دانست.

علی پاتریک(1388)

اما پاتریک که عمویش ، شاه را مسبب مرگ پدرش میدانست و ...

 از دربار دل خوشی نداشت کم کم از دربار بریده شد و به دین و مذهب روی آورد . نام خود را به علی پهلوی تغییر داد و پس از ازدواج با همسرش سونیا به خرمدره (ازتوابع استان زنجان) مهاجرت کرد و در آنجا به کار کشاورزی و دامداری همت گماشت . در اسناد ساواک اینطور اومده که :...و در اول كار رفت بیمارستان او را ختنه كردند... زمانی كه سونیا (همسر علی پهلوی ) از سوییس آمد در حضور پروفسور عدل و بهمن حجت كاشانی و محضردار دربار  در پونك، سونیا به عقد قانونی والاگهر درآمد ومسلمان شد ... چادر نماز سر می‌كرد و ضمنا از آن موقع به كلی هیچ مردی به خانه‌ی آنها نمی‌رفت و اصولا مرد را راه نمی‌دادند . والاگهر خودش صبح تا شام در منزل كار می‌كرد... از همه كناره‌گیری كرده بود و كسی هم به دیدن او نمی‌آمد. نماز می‌خواند، به مردم كمك می‌كرد، به اشخاص كور و مریض كمك می‌كرد، خمس و زكوه، هم می‌داد...

وی در سال 1354 به همراه دوست همفکرش بهمن حجت کاشانی (برادرزاده سپهبد کاشانی رئیس سازمان تربیت بدنی) طرحی را جهت براندازی رژیم پهلوی برنامه ریزی میکنند و در پی اقدام به مبارزه مسلحانه، بهمن کاشانی کشته و علی پهلوی توسط ساواک دستگیر و زندانی میشود.اما  بعد از مدتی با واسطه گری تاج الملوک از زندان آزاد و به همراه همسر و فرزندانش به گرگان  و در ملک شخصی پدرش ، کلاله ، زیرنظر ساواک تبعید میشود . و شهرت خود را از علی پهلوی به علی اسلامی تغییر میدهد.

                                           
                                        علی (پاتریک) پهلوی (اسلامی) در سالهای اخیر


                           http://30a30.ir/portals/30a30.ir/6520_1118930327031_1040195309_30307933_4450245_n.jpg

            http://30a30.ir/portals/30a30.ir/4170_1091268395500_1040195309_30230109_8244613_n.jpg


خاطره ای نو برای مسافران عید بندرعباس

تعطیلات عید رو به اتمام است و امسال برخلاف سالهای گذشته تعداد کمتری مسافر به شهر بندرعباس آمده بودند ولی مسافران امسال خاطراتی را با خود به مقصد میبرند که در نوع خودش منحصر به فرد است

اول اینکه در سال گذشته روز ۱۵بهمن ماه یک فروند کشتی بر اثر طوفان شدید دریا لنگرش رها و به سرعت به سمت ساحل حرکت و بشدت با دیوار حفاضتی ساحل برخورد که خساراتی ببار آورد شدت برخورد به حدی بود که بتون کنار ساحل به طول حدود ده متر و عمق حدود دو متر تخریب شد و این کشتی تا کنون در کنار ساحل متوقف است و نظر بسیاری از مسافران را به خود جلب کرده است هرچند مالکین آن درحال تعمیر کشتی هستند تا دوباره آن را به آبهای نیلگون خلیج فارس بسپارند ولی دیدن آن برای مسافران خالی از لطف نبود

تخریب دیوار ساحلی

 

شدت برخورد از تخریب دیوار ساحلی به خوبی مشهود است

نمائی از بلوار طالقانی

دوم هم اینکه به همت شهرداری بندرعبای در فاصله چند متری این کشتی سفره هفت سین نمادی بزرگی با وسایل دکوری و طبیعی در لحظات سال تحویل درساحل پهن کرده اند که هنوز هم در محل باقی است

سال نو مبارک

 

سالی گذشت و طبیعت دگرگون شد امید اینکه این دگرگونی در روح و وجود همه ما ایجاد شود

 

محمد علی فردین هنرمند بیاد ماندنی سینمای ایران

 

محمد علی فردین فرزندعلی گل فردین در شانزدهم فروردین 1309شمسی در یک خانواده متوسط واهل هنردرحوالی خیابان شهبازتهران به دنیا آمد ودرشب هیجدهم فروردین1379خورشیدی پس از هفتاد سال زندگی درتهران فوت کرد فردین دارای دوبردار به نامهای عباس فردین(تنی)وایرج فردین(ناتنی)ویک خواهر ناتنی است فردین اهل روستای خراوات است محمد علی فردین دارای چهار فرزند (دوپسرودو دختر)به نامهای عید(44ساله)سیاوش(42ساله)عاطفه (40ساله)آمنه(27ساله)است واز آنها 4نوه دختری ونیز 2نوه ی پسری بجا مانده است در ادامه باید بگویم که فردین یک ورزشکار بود او نائب قهرمان کشتی جهان در سال 1333 بود او ابتدا از فوتبال شروع کرد نه به طور حرفه ای وپس از فوتبال شنا ،ژیمناستیک وهالترروی آورد
 
ودر پی یک اتفاق به کشتی روی آورد اوبااخذمدرک دیپلم به سربازی رفت ودرجه دار نیروی هوایی شد ودر سن 18سالگی ازدواج نمودکه تا پایان عمر ادامه داشت بازیگر مورد علاقه والگوی هنری او ناصر ملک مطیعی بود اوتوسط ناصر ملک مطیعی وبا بازی درفیلم چشمه آب حیات وارد سینما ایران شد۰

فردین با بازی درفیلم های(فرداروشن است و فریاد نیمه شب)به کارگردانی ساموئل خاکچیان  توانست عنوان بهترین وپرفروشترین فیلم سال را ازان خود کند او درسال1341اولین فیلمش را تهیه وخود ان را کارگردانی کرده است از فیلم های مطرح او می توان به فیلم ساحل انتظاربه کارگرانی سیامک یاسمی اشاره کرد

 فردین در سال1343 با بازی درفیلم آقای قرن بیستم تیپ جدیدی را وارد سینما ایران کرد فردین در سال 1343با بازی در فیلم های چون:گنج قارون وانسان ها ومسیر رودخانه لقب مرد اول سینمای ایران را بدست آورد اودرفیلم چرخ وفلک که بازسازی شده ی یک فیلم هندی(هندی آوراره به کارگردانی وبازیگری راج کاپور بود)به کارگردانی صابر رهبر بازی کرد

فردین

 در سال 1347فردین با استفاده از یک داستان هندی فیلم معروف ومشهور سلطان قلبها را کارگردانی وبازی کرد ازآن زمان به بعدبه فردین لقب سلطان قلبها رادادنداین فیلم در جشنواره سپاس برنده جایزه بهترین فیلم وبهترین بازیگر مرد را به خود اختصاص داد در همان سال فردین برای بازی در یک فیلم وسترن به نام وحالا روحت را به خدا بسپارکه در ایران بانام مردانه بکش به نمایش درآمد به ایتالیا رفت نکته قابل توجه آن است که فردین در این فیلم در کنار ستارگانی مشهوری چون:فابیوتستی واتوره مانی بازی کرد ودر تیتراژنام او بالا تر از این ستارگان قراردارد

فردین

فردین پس از بازگشت از ایتالیا استودیویی به نام فرودین فیلم را تاسیس کرد لازم به ذکر است که فردین صاحب استودیو دالیا فیلم نیز بود ولی همیشه فیلم ها را در فرودین فیلم تهیه می کرد فردین قبل از فیلم مردانه بکش در فیلمهای چون مردی از تهران وطوفان برفرازپترا که هردودر لبنان ساخته شد نقش آفرینی کرد
 فردین از سال 48 به تهیه کنندگی نیز پرداخت در سال 1349به کارگردانی وبازی در سه فیلم پرفروش سال به نام های:قصر زرین-سکه شانس-یاقوت سه چشم-کوچه مردها پرداخت درسال1350 فردین درفیلم همای سعادت محصول مشترک ایران وهند بازی کرد که در این فیلم بابازی در کنار ستارگان هند بر محبوبیت خود افزود این فیلم در هندوستان با نام صبح وشام به نمایش درامد فردین در فیلم های چون میعاد گاه خشم وراز درخت سنجد از جلال مقدم وبابا شمل از حاتمی نیز نقش آفرینی کرده است فیلم بابا شمل برنده جایزه دومین فیلم سال از جشنواره سپاس شد
 بعد از این فردین فقط در فیلم هایی که خود تهیه کننده وکارگردان ان بود بازی می کرد ازاین فیلم ها می توان به فیلم های چون:جهنم+من ودر سال جبار سر جوخه فراری که در نوروز 1352به فروش سرسام آوری رسید فردین درسال 1353دوباره پرکار شد ودر فیلم هایی چون جوانمرد و ناجورها بازی کرد اودر سال 1355 در فیلم غزل با شخصیت متفاوتی ایفا نقش نمود آخرین فیلم اوفبل از انقلاب برفرازآسمانها بود که خود او کارگردانی وتهیه کنندگی انرا بر عهده داشت فردین پس از انقلاب در آخرین فیلم خود ساخته ایرج قادری به نام برزخی ها ایفا نقش نمود ودر همان فیلم وداع تلخ فردین از سینما ایران به چشم می خورد
 فردین بعداز انقلاب به کار فرش فروشی وسپس به کار قنادی روی آورد فردین دوست صمیمی جهان پهلوان تختی بود وپدری مهربان برای چهار فرزند خود وحامی مستضعفان بود متاسفانه خبر فوت فردین در هجدهم فروردین ۱۳۷۹ پس از ۷۰ سال زندگی  اولین باراز یک رادیو بیگانه شنیده شد
فردین در طول مدت زندگی فعالیت های هنری زیر را انجام داده است
  1. كارگردان  : (۱۱)مورد
    (۱۳۵۰)(۱۳۴۰)

    ۱ -  بر فراز آسمانها (۱۳۵۷)
    ۲ -  قرار بزرگ (۱۳۵۴)
    ۳ -  قصه شب (۱۳۵۲)
    ۴ -  جهنم + من (۱۳۵۱)
    ۵ -  قصر زرين (۱۳۴۸)
    ۶ -  سلطان قلبها (۱۳۴۷)
    ۷ -  حاتم طائي (۱۳۴۵)
    ۸ -  گدايان تهران (۱۳۴۵)
    ۹ -  خوشگل خوشگلا (۱۳۴۴)
    ۱۰ -  عشق و انتقام (۱۳۴۴)
    ۱۱ -  گرگهاي گرسنه (۱۳۴۱)  

  1. نويسنده  : (۵)مورد
    (۱۳۵۰)(۱۳۴۰)

    ۱ -  قصه شب (۱۳۵۲)
    ۲ -  سلطان قلبها (۱۳۴۷)
    ۳ -  حاتم طائي (۱۳۴۵)
    ۴ -  خوشگل خوشگلا (۱۳۴۴)
    ۵ -  عشق و انتقام (۱۳۴۴)  

  1. مشاور فيلمنامه  : (۱)مورد
    (۱۳۵۰)

    ۱ -  قرار بزرگ (۱۳۵۴)

  1. بازيگر  : (۶۴)مورد
    (۱۳۶۰)(۱۳۵۰)(۱۳۴۰)(۱۳۳۰)

    ۱ -  برزخي ها (۱۳۶۱)
    ۲ -  بر فراز آسمانها (۱۳۵۷)
    ۳ -  غزل (۱۳۵۵)
    ۴ -  تعصب (۱۳۵۴)
    ۵ -  قرار بزرگ (۱۳۵۴)
    ۶ -  جوانمرد (۱۳۵۳)
    ۷ -  سلام بر عشق (۱۳۵۳)
    ۸ -  شكست ناپذير (۱۳۵۳)
    ۹ -  مواظب كلات باش (۱۳۵۳)
    ۱۰ -  ناجورها (۱۳۵۳)
    ۱۱ -  جبار سرجوخه فراري (۱۳۵۲)
    ۱۲ -  قصه شب (۱۳۵۲)
    ۱۳ -  جهنم + من (۱۳۵۱)
    ۱۴ -  ايوب (۱۳۵۰)
    ۱۵ -  بابا شمل (۱۳۵۰)
    ۱۶ -  راز درخت سنجد (۱۳۵۰)
    ۱۷ -  مرد هزار لبخند (۱۳۵۰)
    ۱۸ -  مردان خشن (۱۳۵۰)
    ۱۹ -  ميعادگاه خشم (۱۳۵۰)
    ۲۰ -  هماي سعادت (۱۳۵۰)
    ۲۱ -  يك خوشگل و هزار مشكل (۱۳۵۰)
    ۲۲ -  سكه شانس (۱۳۴۹)
    ۲۳ -  كوچه مردها (۱۳۴۹)
    ۲۴ -  مردي از جنوب شهر (۱۳۴۹)
    ۲۵ -  ياقوت سه چشم (۱۳۴۹)
    ۲۶ -  بهشت دور نيست (۱۳۴۸)
    ۲۷ -  دنياي پر اميد (۱۳۴۸)
    ۲۸ -  قصر زرين (۱۳۴۸)
    ۲۹ -  نعره طوفان (۱۳۴۸)
    ۳۰ -  خشم كولي (۱۳۴۷)
    ۳۱ -  سلطان قلبها (۱۳۴۷)
    ۳۲ -  طوفان بر فراز پاترا (۱۳۴۷)
    ۳۳ -  مردانه بكش (۱۳۴۷)
    ۳۴ -  چرخ فلك (۱۳۴۶)
    ۳۵ -  شكوه جوانمردي (۱۳۴۶)
    ۳۶ -  طوفان نوح (۱۳۴۶)
    ۳۷ -  اميرارسلان نامدار (۱۳۴۵)
    ۳۸ -  جهان پهلوان (۱۳۴۵)
    ۳۹ -  حاتم طائي (۱۳۴۵)
    ۴۰ -  گدايان تهران (۱۳۴۵)
    ۴۱ -  مردي از تهران (۱۳۴۵)
    ۴۲ -  ببر كوهستان (۱۳۴۴)
    ۴۳ -  خوشگل خوشگلا (۱۳۴۴)
    ۴۴ -  عشق و انتقام (۱۳۴۴)
    ۴۵ -  قهرمان قهرمانان (۱۳۴۴)
    ۴۶ -  گنج قارون (۱۳۴۴)
    ۴۷ -  مو طلايي شهر ما (۱۳۴۴)
    ۴۸ -  آقاي قرن بيستم (۱۳۴۳)
    ۴۹ -  انسان ها (۱۳۴۳)
    ۵۰ -  ترانه هاي روستائي (۱۳۴۳)
    ۵۱ -  جهنم زير پاي من (۱۳۴۳)
    ۵۲ -  دهكده طلايي (۱۳۴۳)
    ۵۳ -  مسير رودخانه (۱۳۴۳)
    ۵۴ -  زن ها فرشته اند (۱۳۴۲)
    ۵۵ -  ساحل انتظار (۱۳۴۲)
    ۵۶ -  زمين تلخ (۱۳۴۱)
    ۵۷ -  طلاي سفيد (۱۳۴۱)
    ۵۸ -  گرگهاي گرسنه (۱۳۴۱)
    ۵۹ -  بيوه هاي خندان (۱۳۴۰)
    ۶۰ -  دختري فرياد مي كشد (۱۳۴۰)
    ۶۱ -  فرياد نيمه شب (۱۳۴۰)
    ۶۲ -  فردا روشن است (۱۳۳۹)
    ۶۳ -  چشمه آب حيات (۱۳۳۸)
    ۶۴ -  دو قلوها (۱۳۳۸)

  1. تهيه كننده  : (۷)مورد
    (۱۳۵۰)(۱۳۴۰)

    ۱ -  بر فراز آسمانها (۱۳۵۷)
    ۲ -  قرار بزرگ (۱۳۵۴)
    ۳ -  قصه شب (۱۳۵۲)
    ۴ -  جهنم + من (۱۳۵۱)
    ۵ -  سكه شانس (۱۳۴۹)
    ۶ -  خوشگل خوشگلا (۱۳۴۴)
    ۷ -  گرگهاي گرسنه (۱۳۴۱)

  1. تدوين  : (۱)مورد
    (۱۳۵۰)

    ۱ -  قرار بزرگ (۱۳۵۴)

ادامه نوشته